ترجمه "rhythm" به فارسی
ریتم, نواخت, ایقاع بهترین ترجمه های "rhythm" به فارسی هستند.
The variation of strong and weak elements (such as duration, accent) of sounds, notably in speech or music, over time; a beat or meter. [..]
-
ریتم
nounvariation of strong and weak elements of sounds over time [..]
We moved to the rhythm of his heart under my hand.
ما با ریتم ضربان قلب او در زیر انگشتانم حرکت میکردیم.
-
نواخت
But when we add music to the dance steps, the sometimes complicated rhythms of marriage and family life tend to move toward a harmonious balance.
امّا وقتی ما موسیقی به قدمهای رقص می افزائیم، بعضی اوقات نواخت های پیچیدۀ ازدواج و خانواده به جانب یک توازن هماهنگ حرکت می نمایند.
-
ایقاع
The mind recognizes the laws of the rhythm which guides it:
هوش قوانین ایقاع را که به دنبال خویش میکشدش بازمیشناسد؛
-
ترجمه های کمتر
- موزونی
- روال
- آهنگینی
- تنکرددگرش
- میزان
- روند
- (زیست شناسی - تغییر فیزیولژیکی سازواره مثلا قاعدگی زنان) نواخت
- (شعر) وزن
- (مجازی) آهنگ
- (موسیقی) ضرب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rhythm " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Rhythm" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rhythm در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rhythm" با ترجمه به فارسی
-
(در ارکستر و غیره) سازهای نواخت انگیز (مانند طبل و غیره)
-
آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
-
روش تنظیم خانواده (جلوگیری از آبستنی) از راه شناخت دوران باروری زن
-
آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین
-
گیتار ریتم
-
(در اشعار شاعر انگلیسی Gerard Manley Hopkins) قافیه ی تاب دار
-
آهنگ روزانه · آهنگ شبانهروزي · آهنگهای زیستی · ریتمهای سیرکارین · ساعت زیستی
-
ریتم اند بلوز · نام نوعی موسیقی مردمی امریکایی که ریتم تند دارد و ((راک اند رول)) از آن مشتق شده