ترجمه "rickety" به فارسی
زپرتی, لق, سست بهترین ترجمه های "rickety" به فارسی هستند.
rickety
adjective
دستور زبان
Of an object: not strong or sturdy, as because of poor construction or upkeep; not safe or secure; giddy; shaky. [..]
-
زپرتی
not strong because of poor construction or upkeep
-
لق
◇ Do not use a ladder that is rickety or damaged, and do not repair such a ladder.
◇ هرگز نردبان لق یا آسیبدیده را تعمیر و استفاده نکنید.
-
سست
especially as another current from the rickety door met the one from the window
به خصوص که بادی که از در سست نااستوار میورزید با نسیم زیر پنجره برخورد میکرد
-
ترجمه های کمتر
- ضعیف
- لکنته
- نزار
- (پزشکی) دچار بیماری نرمی استخوان
- زهوار در4 رفته
- شل و ول
- لق و پلق
- نرم استخوان
- هاف هافو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rickety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rickety" با ترجمه به فارسی
-
دچاری به نرمی استخوان · سستی · شکنندگی · لغزندگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن