ترجمه "rifling" به فارسی
خان, (لوله ی توپ و تفنگ و غیره) خان کشی, خان بندی بهترین ترجمه های "rifling" به فارسی هستند.
rifling
noun
verb
دستور زبان
The act or process of making the grooves in a rifled cannon or gun barrel. [..]
-
خان
nounSalomon van der Merwe was behind the counter, removing the rifles from a wooden crate.
سلیمان ون درمرو پشت پیش خان بود، از یک صندوق چوبی تفنگ بیرون میآورد.
-
(لوله ی توپ و تفنگ و غیره) خان کشی
-
خان بندی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rifling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rifling" با ترجمه به فارسی
-
تفنگ بادی
-
برد (تفنگ) · تیر رس · محل تمرین تیراندازی (با تفنگ) · میدان تیر
-
تفنگ اسپرینگ فیلد (تفنگ ارتش آمریکا از 3091 تا 6391 - کالیبر: 03 - گلنگدن دار)
-
تفنگ تکتیراندازی
-
تفنگ نیمهاتوماتیک
-
تفنگ ضد تجهیزات
-
توپ بدون لگد
-
خان دار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن