ترجمه "right-hand" به فارسی
با دست راست, به سوی راست, مقرب بهترین ترجمه های "right-hand" به فارسی هستند.
right-hand
adjective
of, relating to, or located on the right [..]
-
با دست راست
Lorcan snatches for his sword with his unharmed right hand.
لُرکان شمشیرش را با دست راست زخمی نشده اش میقاپد.
-
به سوی راست
-
مقرب
-
ترجمه های کمتر
- مورد اطمینان
- نزدیک
- وابسته به راست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " right-hand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "right-hand" با ترجمه به فارسی
-
(در مورد چوگان زنی و غیره) متمایل به سوی راست · (ساخته شده) برای دست راست · (پیچ و غیره)راست گرد · انجام شونده با دست راست · با دست راست · راست دست (در برابر: چپ دست left-handed) · راستدستی و چپدستی · رجوع شود به dextral · مطابق عقربه ی ساعت
-
دست راست
اضافه کردن مثال
اضافه کردن