ترجمه "rigorism" به فارسی

(روش زندگی یا عقاید و رسوم مذهبی و اخلاقی یا سبک هنری) سخت گیری, بی امانی بهترین ترجمه های "rigorism" به فارسی هستند.

rigorism noun دستور زبان

strictness (in interpreting or enforcing a rule) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • (روش زندگی یا عقاید و رسوم مذهبی و اخلاقی یا سبک هنری) سخت گیری

  • بی امانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rigorism " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rigorism" با ترجمه به فارسی

  • ترشی · تلخی و خشونت · دقت زیاد · سخت گیری · سختی
  • ۱ . اصول و یا تمرین افرادی که با انضباط فردی جدی , پرهیز از ریاضت و ریاضت به خاطر انضباط روحی یا معنوی وارد عمل میشوند , بیشتر در مورد ریاضت در قرآن وجود ندارد . به خاطر داشته باشید که زندگی
  • تصلب عضلات چند ساعت پس از مرگ · تغییرات پسمرگی · جمود نعشي · جمود نعشی · مرگ سفتی
  • (آب و هوا) سخت · بسیار سرد یا گرم · تند وتیز · دقیق · ستهم · سخت · سخت پا · سختگیرانه · شدید · محکم بسته شده · موشکافانه · نازک بینانه · کاسد
  • با دقت · با سخت گیری · بسختی · سخت
  • (به ویژه پیش از تب) لرزه · ترشی · تلخی و خشونت · جور · خشونت · دقت · دقت زیاد · رجوع شود به rigidity · ریاضت · ستهمی · سختناکی (به ویژه سختناکی بافت ها یا اندام بدن) · سختي · سختگیری · سختی · سرما سرما (انگلیس : rigour) · سرکوبگری · سفتی · شدت · صلابت · ضرورت · فرسختی · قدرت عقیده · نازک بینی · گرما یا سرمای شدید
  • او نهایتاً تنها پس از آن این مسئله را بیشتر بررسی کرد که نخست یک نظر منفی دربارة «علم نرم» روانشناسی داد و دقت روشهای پژوهش روانشناسی را زیر سؤال برد.
  • (به ویژه پیش از تب) لرزه · ترشی · تلخی و خشونت · جور · خشونت · دقت · دقت زیاد · رجوع شود به rigidity · ریاضت · ستهمی · سختناکی (به ویژه سختناکی بافت ها یا اندام بدن) · سختي · سختگیری · سختی · سرما سرما (انگلیس : rigour) · سرکوبگری · سفتی · شدت · صلابت · ضرورت · فرسختی · قدرت عقیده · نازک بینی · گرما یا سرمای شدید
اضافه کردن

ترجمه های "rigorism" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه