ترجمه "ringside" به فارسی
(سیرک) جلو صحنه, (مجازی) نزدیک به رویداد, (مشت بازی) کنار رینگ بهترین ترجمه های "ringside" به فارسی هستند.
ringside
adjective
noun
دستور زبان
Beside the ring, especially a boxing ring. [..]
-
(سیرک) جلو صحنه
-
(مجازی) نزدیک به رویداد
-
(مشت بازی) کنار رینگ
-
ترجمه های کمتر
- جای خوب
- جلو محوطه ی نمایش
- پهلوی رینگ
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ringside " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن