ترجمه "risen" به فارسی

برخاسته, طلوع کرده بهترین ترجمه های "risen" به فارسی هستند.

risen adjective verb

Past participle of rise [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برخاسته

    The young man had laid down his sketch book and risen.

    جوان دفتر طراحیش را به زمین گذاشته و از جا برخاسته بود.

  • طلوع کرده

    The evening star had risen and was shining with white fire above the western woods.

    ستارگان شامگاهی طلوع کرده بودند و با پرتویی سفید برفراز بیشههای غربی میدرخشیدند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " risen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Risen
+ اضافه کردن

"Risen" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Risen در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "risen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه