ترجمه "river" به فارسی
رود, رودخانه, دریا بهترین ترجمه های "river" به فارسی هستند.
A large and often winding stream which drains a land mass, carrying water down from higher areas to a lower point, ending at an ocean or in an inland sea. Occasionally rivers overflow their banks and cause floods. [..]
-
رود
nounlarge stream which drains a landmass [..]
She simply wept a river of tears before her father's grave.
او در مقابل قبر پدرش، واقعاً مثل رود گریه کرد.
-
رودخانه
nounlarge stream which drains a landmass [..]
Don't undo your bootlaces until you have seen the river.
تا به رودخانه نرسیدهاید کفشتان را در نیاورید.
-
دریا
nounlarge stream which drains a landmass
those parts of the coasts into which the rivers issue, are so full of pointed rocks.
آن قسمت از سواحل دریا که رودخانهها در آن روانست پر است از تخته سنگهای نوک تیز.
-
ترجمه های کمتر
- نهر
- رودخونه
- rudkhåne
- شط
- rud
- هر چیز رود مانند
- هیزم شکن
- چاک دهنده
- چوب بر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " river " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A male given name. [..]
"River" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای River در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "river"
عباراتی شبیه به "river" با ترجمه به فارسی
-
رودخانه پارانا
-
آمور
-
دلتا
-
(امریکا) رودخانه ی می سی سی پی
-
هیرمند
-
دهانه رود
-
دراج رود نارنجی