ترجمه "riveting" به فارسی
جذاب ترجمه "riveting" به فارسی است.
riveting
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of rivet. [..]
-
جذاب
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " riveting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "riveting" با ترجمه به فارسی
-
تریتیکوم تورژیدوم · گندم انگليسي · گندم نوکاردکی
-
(چشم ها یا توجه و غیره را به چیزی) دوختن · (چینی و غیره) بند زدن · با دقتدیدن · با میخ پرچ وصل یا محکم کردن · متمرکز کردن · محکم کردن · میخ پرچ · میخپرچ · همبند · پرچ · پرچ میخ · پرچ میخ کردن · پرچ کردن
-
ماشین میخ پرچ کنی · پرچ کننده · چکش پرچ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن