ترجمه "roadblock" به فارسی
سد, سدراه, راهگیر بهترین ترجمه های "roadblock" به فارسی هستند.
roadblock
verb
noun
دستور زبان
(colloquial) To prevent, hinder. [..]
-
سد
nounYou're gonna blow that roadblock for me.
ميخوام اين سد رو بفرسي هوا واسم
-
سدراه
How did Crump know to avoid the roadblock?
ـ خب ، کرامپ از کجا میدونست سدراه رو رد کنه ؟
-
راهگیر
-
ترجمه های کمتر
- رادع
- حصار
- (مجازی) مانع
- باز ایستان
- باز دارنده
- راه بند
- راه بند ساختن
- راهگیر بر پا کردن
- سنگ راه
- وسیله ی انسداد جاده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " roadblock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Roadblock
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Roadblock" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Roadblock در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "roadblock"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن