ترجمه "robbery" به فارسی
سرقت, دستبرد, دزدی بهترین ترجمه های "robbery" به فارسی هستند.
robbery
noun
دستور زبان
The act or practice of robbing. [..]
-
سرقت
nounact or practice of robbing
Sir, there's a robbery in progress at one of our branches.
آقا, در حال حاضر در یکی از شعبه هامون یه سرقت داره انجام میشه.
-
دستبرد
nounact or practice of robbing
There was a robbery, April 30, 1992.
در 30 آوريل 1992 دستبرد زده شد
-
دزدی
nounIn the absence of justice, what is sovereignty but organized robbery?
در فقدان عدالت، حاکمیت چیزی نخواهد بود مگر دزدی سازمان یافته.
-
ترجمه های کمتر
- غارت
- راهزنی
- راهزنى
- ربایش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " robbery " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "robbery" با ترجمه به فارسی
-
راهزنی
-
سرقت بانک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن