ترجمه "rock" به فارسی
تخته سنگ, صخره, سنگ بهترین ترجمه های "rock" به فارسی هستند.
A lump or cube of ice. [..]
-
تخته سنگ
nounnatural mineral aggregate
Though the big rock was a little rounded and irregular, it would do the job.
هرچند تخته سنگ بزرگ اندکی گرد و غیرعادی بود، اما میشد از آن استفاده کرد.
-
صخره
nounI wish I could crawl under a rock and sleep forever.
آرزو مي کنم مي تونستم زير يه صخره بخزم و براي هميشه اونجا بخواب برم.
-
سنگ
nounAny aggregate of minerals that makes up part of the earth's crust. It may be unconsolidated, such as sand, clay, or mud, or consolidated, such as granite, limestone, or coal.
He picked four rocks in different shades of green, and offered them to her.
چهار تا سنگ سبز رنگ از طیفهای مختلف انتخاب کرد و او نا روبهش نشون داد.
-
ترجمه های کمتر
- تکان
- تاب
- پناه
- جنباندن
- جنبیدن
- راک
- لق خوردن
- جواهر
- لرزش
- اهتزاز
- بشولاندن
- تباهگر
- جنبانش
- لاندن
- لرزاندن
- لرزیدن
- نابودی
- (انگلیس) رجوع شود به rock candy
- (خودمانی) الماس
- (مثل گهواره یا صندلی تکانشی) پس و پیش رفتن
- (معمولا جمع) تباهی
- (موسیقی) راک
- (هرچیز محکم و صخره مانند) پایه
- (کان طلا و غیره - شن یا ریگ را) در لاوک شستن
- به لرزه در آوردن
- تاب خوردن
- تکان دادن
- حرکت جنبانشی
- حرکت پس و پیش
- در لاوک جنباندن
- رجوع شود به rock-and-roll
- سبب تباهی
- سنگ (زمینشناسی)
- سنگ پاره
- قلوه سنگ
- مرتعش بودن
- پاره سنگ
- یکه خوردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rock " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
A topographic surname for someone living near a rock or an oak ( atter + oke ). [..]
"Rock" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rock در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rock"
عباراتی شبیه به "rock" با ترجمه به فارسی
-
د راک
-
رجوع شود به rock-and-roll
-
بلدرچین بوتهزار صخره
-
پست-راک
-
آسر ساکاروم · افراي سخت · افراي سنگي · افراي شيرين · رجوع شود به sugar maple
-
موسیقی ((راک)) همراه با آواز محلی
-
سایکدلیک راک
-
کبوتر چاهی