ترجمه "rocket" به فارسی
راکت, پرتابه, فشفشه بهترین ترجمه های "rocket" به فارسی هستند.
rocket
verb
noun
دستور زبان
A rocket engine. [..]
-
راکت
nouna vehicle [..]
They said, we're going to melt it down and make rocket fuel.
گفتند، می خواهیم ذوبش کنیم و سوخت راکت درست کنیم.
-
پرتابه
-
فشفشه
for the second time in the last five minutes she shot out of her chair like a rocket.
او برای بار دم و در عرض چند دقیقهی گذشته، مثل فشفشه از روی صندلیاش پرید بالا.
-
ترجمه های کمتر
- ترهتیزک
- شاهی
- افزایش یافتن، بالا رفتن
- موشک
- ترقه
- تاراميرا
- فشفشک
- مرمی
- (به سرعت) حرکت کردن
- (ناگهان) مشهور کردن یا شدن
- (گیاه شناسی)
- اوج گرفتن
- با موشک حمله کردن
- با موشک فرستادن
- به سرعت بالا بردن
- ترقه ی استوانه ای
- رجوع شود به dame's violet
- شابانک سالاد(Eruca sativa از خانواده ی rocket salad-crucifer هم می گویند)
- شابانک کران زی (جنس Cakile و خانواده ی crucifer - بومی کرانه های اروپا و امریکای شمالی)
- مانند تیر رفتن
- موشک باران کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rocket " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rocket
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rocket" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rocket در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "rocket"
عباراتی شبیه به "rocket" با ترجمه به فارسی
-
هیوستون راکتز
-
موتور راکت · پیشرانش فضایی
-
موشک دارای سوخت جامد
-
دورج
-
موشک شناس · کارشناس موشک
-
منداب
-
آرپیجی
-
موشک سوخت مایع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن