ترجمه "rodent" به فارسی
جونده, (جانور شناسی), جانور جونده بهترین ترجمه های "rodent" به فارسی هستند.
rodent
adjective
noun
دستور زبان
A mammal of the order Rodentia, characterized by long incisors that grow continuously and are worn down by gnawing. [..]
-
جونده
And he should be eating what rodents eat.
و بايد چيزي که جونده ها. ميخورن رو بخوره
-
(جانور شناسی)
-
جانور جونده
Any of the relatively small placental mammals that constitute the order Rodentia, having constantly growing incisor teeth specialized for gnawing.
Because the first time it came back identified as rodent hair.
چون دفعه ي اول تشخيص هويت درست انجام نشد چيزي شبيه يه جانور جونده مو رو جويده بود
-
ترجمه های کمتر
- جوندگان
- خایشگر (جانداران راسته ی Rodentia مانند موش و بیداستر)
- وابسته به جوندگان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rodent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rodent" با ترجمه به فارسی
-
کنترل جونده
-
جوندگان آسیبرسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن