ترجمه "rolling" به فارسی
نورد, غلتان, غلتکزنی بهترین ترجمه های "rolling" به فارسی هستند.
rolling
adjective
noun
verb
دستور زبان
Present participle of roll. [..]
-
نورد
metalworking process
But Marishka struck the table with her rolling pin
ین گهٔ عروس به ماریشکا اشارهای کرد و او نیز با نورد ضربهای بر میز فرود آورد.
-
غلتان
adjectivethat subject almost hidden in a discoloured, rolling, and oftentimes tumultuous and bursting sea.
معمول بیشتر اوقات در دریای بی رنگ و غلتان و غالبا توفانی و غران پنهان است.
-
غلتکزنی
-
ترجمه های کمتر
- غلت
- متلاطم، غلتان، آشفته، پریشان، مضطرب، دلتنگ، دلواپس، سراسیمه، سرگشته، شوریده،
- غلتش
- نوردکاری
- پیچش
- صدای مسلسل
- صدای ناقوس
- غلتشی (رجوع شود به roll)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rolling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rolling
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rolling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rolling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rolling" با ترجمه به فارسی
-
نان گرد و کلفت (برای ساندویچ)
-
رجوع شود به rock-and-roll
اضافه کردن مثال
اضافه کردن