ترجمه "roman" به فارسی

رومی, (فرانسه), (قرون وسطی) داستان منظوم بهترین ترجمه های "roman" به فارسی هستند.

roman adjective noun دستور زبان

(of type) Upright, as opposed to italic. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رومی

    adjective

    Spartacus was a Roman slave.

    اسپارتاکوس یک بردهٔ رومی بود.

  • (فرانسه)

  • (قرون وسطی) داستان منظوم

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به Latin
    • رمان (در انگلیسی : novel)
    • وابسته به شهر روم یا امپراطوری روم
    • وابسته به کلیسای کاتولیک R( -4 کوچک - چاپ) حروف معمولی (دربرابر مثلا حروف کج)
    • گویش ایتالیایی متداول در روم
    • گویش رومی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Roman adjective noun proper دستور زبان

Of or from Rome. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رومی

    adjective noun

    of or from the Roman Empire

    Spartacus was a Roman slave.

    اسپارتاکوس یک بردهٔ رومی بود.

عباراتی شبیه به "roman" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "roman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه