ترجمه "romance" به فارسی
داستان, رمان, افسانه بهترین ترجمه های "romance" به فارسی هستند.
romance
verb
noun
دستور زبان
Woo; court. [..]
-
داستان
nounYou and I both have the worst romances ever, don't we.
ما بدترین داستان عاشقونه رو داشتیم ، نه ؟
-
رمان
nounThere is some romance in it, but this book is different.
، چند تا رمان هست. ولی این کتاب متفاوته
-
افسانه
noun properBut, using romance to shore up self-image is an unstable foundation.
، ولی استفاده از افسانه برای استحکام تصور شخصی . اساس ناپایداری داره
-
ترجمه های کمتر
- مغازله
- غلو
- (قرون وسطی) داستان منظوم (درباره ی یکه سوار knight و ماجراهای او)
- (موسیقی) قطعه ی عشقی
- (وابسته به زبان هایی که از لاتین ریشه گرفته اند مانند فرانسه و ایتالیایی و اسپانیایی و رومانی) رومانس
- جماع کردن
- خواستگاری کردن
- داستان غلوآمیز از خود در آوردن
- درباره ی موضوعات عاشقانه حرف زدن (یا نگاشتن یا اندیشیدن)
- دروغ پردازی ادبی
- رابطه ی عاشقانه
- رابطه ی عشقی داشتن
- رمان عشقی
- رمانتیسم (عاشقانه)
- زیاده نمایی
- عشق بازی
- عشق وعاشقی
- علاقه ی عاشقانه یا جنسی نشان دادن
- ماجرای عشقی
- مغازله کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " romance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Romance
noun
adjective
دستور زبان
The group of languages and cultures which are derived from Latin. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Romance" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Romance در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "romance" با ترجمه به فارسی
-
فیلم رمانتیک
-
رمان رمانتیک
-
(روانکاوی) پنداشت خانوادگی (این تخیل که والدین شخص والدین واقعی او نبوده و والدین واقعی او از اعیان و اشراف هستند) · رابطه ی افراد خانواده با یکدیگر
-
داستان عاشقانه سهپادشاهی
-
زبانهای رومیتبار
-
داستان نویس یارمان نویس قرون میانه
-
زبانهای رومیتبار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن