ترجمه "rook" به فارسی

زاغ, رخ, تقلب کردن بهترین ترجمه های "rook" به فارسی هستند.

rook verb noun دستور زبان

(baseball, slang) A rookie. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • زاغ

    noun

    bird

    Calls a house a rookery when there's not a rook near it

    که خانهای را آشیانة زاغان نام نهد که حتی در حول وحوش آن هم برای نمونه یک زاغ نباشد

  • رخ

    noun

    chesspiece [..]

    Knight to rook four.

    اسب به رخ چهار

  • تقلب کردن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • قلعه
    • دغلکار
    • غراب
    • گوشبر
    • کلاهبردار
    • (از ریشه فارسی - شطرنج) رخ
    • (جانور شناسی) زاغ (Corvus frugilegus)
    • حقه باز
    • حقه بازی کردن
    • طعمه کردن
    • فریب دادن
    • قربانی کردن
    • کلاغ زاغی
    • کلاغ سیاه
    • کلاه بردار
    • کلاهبرداری کردن
    • گوشبری کردن
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rook " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rook
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاغ سیاه

تصاویر با "rook"

اضافه کردن

ترجمه های "rook" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه