ترجمه "rotor" به فارسی

چرخانه, روتور, آرمیچر بهترین ترجمه های "rotor" به فارسی هستند.

rotor noun دستور زبان

A rotating part of a mechanical device, for example in an electric motor, generator, alternator or pump. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخانه

    non-stationary part of a rotary electric motor

  • روتور

    Tides of history tick with this motor and these rotors.

    امواجي در تاريخ توسط اين موتور و اين روتور هاش رقم خوردن

  • آرمیچر

  • ترجمه های کمتر

    • چرخله
    • (مکانیک) هر بخش چرخنده (مثلا چرخ های گردنده ی توربین)
    • (هلی کوپتر و غیره) پروانه
    • چکش برق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rotor " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rotor
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چرخانه

    Rotor (electric)

تصاویر با "rotor"

عباراتی شبیه به "rotor" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rotor" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه