ترجمه "rout" به فارسی

هزیمت, دسته, انهدام بهترین ترجمه های "rout" به فارسی هستند.

rout Verb verb noun دستور زبان

A bellowing; a shouting; noise; clamor; uproar; disturbance; tumult. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • هزیمت

    noun
  • دسته

    noun
  • انهدام

  • ترجمه های کمتر

    • گله
    • درکشیدن
    • کالش
    • کاویدن
    • سروصدا
    • همراهان
    • هیاهو
    • جنجال
    • (به ویژه خوک) با پوزه کندن (و دنبال خوراک گشتن) (root هم می گویند)
    • (به ویژه قشون) عقب نشینی نامنظم
    • (قدیمی) ضیافت شبانه
    • (قدیمی) ملتزمین رکاب
    • (قدیمی) گروه
    • اراذل و اوباش
    • به زوردر آوردن
    • بیرون کردن
    • تارومار شدگی
    • تارومار کردن
    • جستجو کردن
    • جمعیت پرسروصدا و بی انضباط (رجوع شود به mob)
    • درهم شکستن
    • ریشه کاوی کردن
    • شکست خردکننده
    • شکست خردکننده دادن
    • شکست دادن
    • متفرق کردن
    • منهدم کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rout " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rout"

عباراتی شبیه به "rout" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rout" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه