ترجمه "royal" به فارسی

شایگان, شاهنشاهی, شاهوار بهترین ترجمه های "royal" به فارسی هستند.

royal adjective noun دستور زبان

Of or relating to a monarch or their family. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • شایگان

    of or relating to a monarch or their family

  • شاهنشاهی

  • شاهوار

  • ترجمه های کمتر

    • سلطنتی
    • شاهانه
    • پادشاهی
    • شاهی
    • سلطانی
    • مجلل
    • خسروانی
    • باشکوه
    • شاهگان
    • (عامیانه) عضو خاندان سلطنتی
    • (کشتی) بادبان کوچک
    • بادبان دکل زبرین 0
    • تاسیس شده توسط پادشاه
    • تحت سرپرستی پادشاه
    • دارای مقام سلطنت
    • در خدمت پادشاه
    • وابسته به شاه
    • وابسته به کشور پادشاهی
    • پرجلال و جبروت
    • کاغذ قطع 42 در 91 اینچ (برای دست نویسی)
    • کاغذ قطع 52 در 02 اینچ (برای چاپ)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " royal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Royal noun adjective proper دستور زبان

A surname. [..]

+ اضافه کردن

"Royal" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Royal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "royal"

عباراتی شبیه به "royal" با ترجمه به فارسی

  • منشور سلطنتی
  • (پوکر) استرایت فلاش آس دار (آس و شاه و بی بی و سرباز و ده از یک خال)
  • السلام الملکی الاردنی
  • جزیره ی ایل رویال (در دریاچه ی سوپری یور و بخشی از ایالت میشیگان - امریکا)
  • رویاستونئا · نخلهاي شاهي
  • (ادبیات انگلیس - شعر هفت سطری با این قافیه : ababbcc) شعر شاهانه
  • از خانواده سلطنتی · حق الامتیاز · حق التالیف
  • انجمن سلطنتی
اضافه کردن

ترجمه های "royal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه