ترجمه "rubicundity" به فارسی
سرخی, قرمزی, گلگونی بهترین ترجمه های "rubicundity" به فارسی هستند.
rubicundity
noun
دستور زبان
The state or condition of being rubicund; ruddiness, redness. [..]
-
سرخی
-
قرمزی
adjective -
گلگونی
-
سرخ رویی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rubicundity " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rubicundity" با ترجمه به فارسی
-
خونی · سرخ · سرخ فام · قرمز رنگ · گلگون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن