ترجمه "rubied" به فارسی

یاقوتی, قرمز سیر, لعل فام بهترین ترجمه های "rubied" به فارسی هستند.

rubied verb

simple past tense and past participle of [i]ruby[/i]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • یاقوتی

    On the vast marbleshelf facing the chairs were hundreds of tonics, amber and ruby andemerald.

    روی رف مرمرین روبروی صندلیها صدها شیشه زمردی و عنبری و یاقوتی نهاده بودند.

  • قرمز سیر

  • لعل فام

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rubied " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rubied" با ترجمه به فارسی

  • مرغ مگس یاقوتگردن
  • لعل بدخشان
  • روبی
  • رجوع شود به Canada mayflower
  • جوش · روبی · سرخ جامه · قرمز رنگ · قرمز سیر · قرمز مایل به سیاه · لعل · لعل (Rubis spinelle) · لعل بدخشان · هر چیز ساخته شده از یاقوت · پارچه مخمل · یاقوت · یاقوت (نوعی سنگ گرانبها از نوع corundum) · یاقوتی
  • سرخ جامه · قرمز رنگ · پارچه مخمل
  • بدخش
  • لیزر یاقوت
اضافه کردن

ترجمه های "rubied" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه