ترجمه "rubrical" به فارسی
تجویزی, روالی, عرفی بهترین ترجمه های "rubrical" به فارسی هستند.
rubrical
adjective
دستور زبان
Of, pertaining to, or in the nature of a rubric
-
تجویزی
-
روالی
-
عرفی
-
برطبق دستور یا راهنمای نیایش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rubrical " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rubrical" با ترجمه به فارسی
-
مذهب · کسیکه عنوان های کتابی را بخط قرمز مینویسد
-
با جوهر یا رنگ قرمز نوشتن یا چاپ کردن یا نقش کردن · با حروف قرمز نوشتن · تجویز کردن (به ویژه امور مذهبی را) · دستور نوشتن · قاعده درست کردن · قرمز کردن
-
(در کتاب دعا) راهنمای انجام نیایش · (در کتاب ها و نسخه های خطی قدیم) حرف یا واژه ی اول فصل یا سرفصل که با حروف مزین و قرمز می نوشتند · (قدیمی) قرمز · توضیح · حرف اول · دسته · دستور انجام · دستورالعمل · راهنما · رسم · روال · سرخ فام · سرخ وات · سرخ واژه · سرفصل · سرلوحه · سروات · سرواژه · طبقه · عرف · عنوان · عنوان قانون · نام قانون · نوشته شده با جوهر قرمز · نوع · واژه ی اول · گلگون
-
ملاکهای ارزشیابی
-
تذهیب · خط یا چاپ یا نشان قرمز · نشان گذاری برنگ قرمز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن