ترجمه "rueful" به فارسی
غمگین, محزون, نادم بهترین ترجمه های "rueful" به فارسی هستند.
rueful
adjective
دستور زبان
Causing, feeling, or expressing regret or sorrow. [..]
-
غمگین
adjectiveThe old gentleman looked almost as rueful as Oliver when the key grated in the lock.
وقتی که صدای چرخیدن کلید در میان قفل بلند شد پیرمرد هم درست به اندازه اولیور متأثر و غمگین گشت.
-
محزون
-
نادم
-
ترجمه های کمتر
- سوگوار
- متاسف
- پشیمان
- افسوس انگیز
- تاسف آور
- ماتم زده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rueful " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "rueful"
عباراتی شبیه به "rueful" با ترجمه به فارسی
-
تاثر · تاسف · حزن · غصه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن