ترجمه "rugged" به فارسی

سخت, ناهموار, خشن بهترین ترجمه های "rugged" به فارسی هستند.

rugged adjective verb دستور زبان

Broken into sharp or irregular points; full of asperities on the surface, or otherwise uneven; not smooth; rough; as, a rugged mountain; a rugged road. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    The next portion of the race will take place in the rugged outback.

    ادامه مسابقه در منطقه دور افتاده سخت استرالیا برگذار میشه.

  • ناهموار

    so she began to sing The Old Rugged Cross

    شروع به خواندن ترانهای بنام صلیب کهنه ناهموار کرد.

  • خشن

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • زمخت
    • سنگلاخ
    • نیرومند
    • بستاوند
    • تهمتن
    • ستهم
    • قلچماق
    • پرزور
    • گوشخراش
    • ناملایم
    • توفانی
    • سختگیر
    • قوی
    • شدید
    • (صدا) ناهنجار
    • (عامیانه) مستلزم مهارت و طاقت
    • (قیافه) پرچین و چروک و سالم
    • آفتاب زده و خوش بنیه
    • حاکی از نیرو و سلامتی
    • پر صخره
    • پر پستی و بلندی
    • پست و بلند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rugged " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rugged
+ اضافه کردن

"Rugged" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rugged در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rugged" با ترجمه به فارسی

  • فرش بافته شده از تکه پارچه های کهنه
  • لایه زیرین
  • فرش خاور زمین (به ویژه فرش ایران و نواحی اطراف آن) (Oriental carpet هم می گویند)
  • پتوی عرشه ی کشتی (که مسافران هنگام نشستن در عرشه آن را روی خود می اندازند)
  • (امریکا) قالیچه یا فرشی که فقط قسمتی از کف را بپوشاند (مثلا چون بقیه ی کف از چوب یا مرمر است)
  • فرش ایرانی · قالی ایرانی
  • رجوع شود به scatter rug · قالیچه کوچک
  • rug
    (امریکا- عامیانه) کلاه گیس · (انگلیس) رجوع شود به lap robe · خرسک · زیرانداز · زیلو · فرش · قالی · قالیچه · گبه · گلیم
اضافه کردن

ترجمه های "rugged" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه