ترجمه "ruling" به فارسی
حاکم, تسلط, مسلط بهترین ترجمه های "ruling" به فارسی هستند.
ruling
noun
adjective
verb
دستور زبان
That rules or rule. [..]
-
حاکم
adjective nounWhere a woman rules, bad is the end.
جائی که زن حاکم است، پایان اش بد است.
-
تسلط
nounMilitias with machetes and clubs rule the streets.
شبه نظاميان قمه و چماق به دست بر خيابانها تسلط دارند
-
مسلط
adjectiveHe seems to know how to rule all these muleteers and peons.
انگار او خوب میداند چطور بر این قاطرچی ها و کارگرها مسلط باشد.
-
ترجمه های کمتر
- حکمرانی
- حکومت
- فرمانروایی
- رای
- خط
- نظر
- تصمیم
- غالب
- حاکمه
- مكح
- (دادگاه یا قاضی و غیره) حکم
- حکومت کننده
- خط کشی
- مصدر امور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ruling " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Ruling
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Ruling" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ruling در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "ruling" با ترجمه به فارسی
-
فرایندهای واجی
-
ارای صادره درباره ایین رفتار حرفه ای
-
آزادی محلی · حکومت داخلی · حکومت ملی · خودمختاری · خودگردانی (شهر یا شهرستان) خودفرمانی
-
قوانین اخلاقی
-
قانون
-
(شیمی) قاعده ی فاز · گامه هنجار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن