ترجمه "rumble" به فارسی

غرش, غریدن, غرولند بهترین ترجمه های "rumble" به فارسی هستند.

rumble verb noun interjection دستور زبان

An onomatopoeia describing a rumbling noise [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • غرش

    And always, without ceasing, the walls were shaken by the rumbling of the buses in the street.

    دیوارها دم به دم از غرش امنیبوسهایکوچه به لرزه میآمد.

  • غریدن

  • غرولند

  • ترجمه های کمتر

    • توفیدن
    • غرنبیدن
    • ژکیدن، دندیدن، لند لند کردن
    • توف
    • (آسمان) غره
    • (امریکا) جنگ ودعوای دستجات تبهکار
    • (با صدای بلند) غر زدن
    • (صدای تندر یا توپ و غیره) غرنبه
    • (کالسکه های قدیم) صندوق عقب و صندلی مستخدمان
    • با صدای بلند حرکت کردن یا به حرکت درآوردن
    • خرناس کشیدن
    • رجوع شود به tumbling box
    • شکایت (همراه با هیاهو)
    • غرغر کردن
    • نعره زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rumble " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rumble
+ اضافه کردن

"Rumble" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rumble در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "rumble" با ترجمه به فارسی

  • (اتومبیل های شکاری قدیم) صندلی عقب و بیرون از اتاق اتومبیل
  • (معمولا جمع) نواره ی شیاردار آسفالت (ارتعاش و صدای ناشی از شیارها راننده را به نزدیک بودن چهارراه و غیره آگاه می کند)
اضافه کردن

ترجمه های "rumble" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه