ترجمه "run up" به فارسی

بخیه زدن, خیاطی کردن, دوختن بهترین ترجمه های "run up" به فارسی هستند.

run up verb noun دستور زبان

(cricket) of a bowler, to run, or walk up to the bowling crease in order to bowl a ball [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخیه زدن

    verb
  • خیاطی کردن

    verb
  • دوختن

    verb
  • دویدن (مثل خون در رگ) جاری شدن، سرایت رنگ بافته ها به رنگ ها و نقش های دیگر

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " run up " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "run up" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "run up" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه