ترجمه "rut" به فارسی

رد, اثر, فحل شدن بهترین ترجمه های "rut" به فارسی هستند.

rut verb noun دستور زبان

(zoology) Sexual desire or oestrus of cattle, and various other mammals. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رد

    noun

    furrow, groove, or track worn in the ground

    The ruts were overflowing.

    آب فرورفتگی رد چرخها را در جاده لبریز کرده روان شده بود.

  • اثر

    noun
  • فحل شدن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • شیار
    • خط
    • روش
    • فحلیت
    • مستی
    • (دوران حرارت جنسی پستانداران به ویژه نرها) نربانگ
    • برنامه ی یکنواخت
    • جای چرخ
    • جای چرخ گذاشتن
    • خط انداختن
    • رد جاده
    • شیار (به ویژه شیاری که توسط چرخ در گل و غیره ایجاد شود)
    • شیار دار کردن
    • شیار زدن
    • عادت خشک
    • عادت زندگی
    • فحل شدگی (heat و estrus هم می گویند)
    • مست شدن
    • نربانگ شدن
    • کار روزمره و خسته کننده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rut

ISO 639-6 entity

+ اضافه کردن

"Rut" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rut در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "rut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه