ترجمه "sabre" به فارسی
شمشیر, (انگلیس) رجوع شود به saber بهترین ترجمه های "sabre" به فارسی هستند.
sabre
verb
noun
دستور زبان
A light sword, sharp along the front edge, part of the back edge, and at the point. [..]
-
شمشیر
nounHolding his sabre pommel, Stepan was coming through the wicket gate.
استپان که دست بر قبضهٔ شمشیر داشت به دروازه نزدیک میشد.
-
(انگلیس) رجوع شود به saber
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sabre " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sabre"
عباراتی شبیه به "sabre" با ترجمه به فارسی
-
قدرت نمایی
-
سابر
-
اف-۸۶ سیبر
-
اره ی برقی منبت کاری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن