ترجمه "sac" به فارسی

کیسه, پوشش, (گیاه یا جانور) چنته بهترین ترجمه های "sac" به فارسی هستند.

sac verb noun دستور زبان

A bag or pouch inside a plant or animal that typically contains a fluid. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • کیسه

    noun

    She had a deep blue sac under one eye that was bloated like a bubble.

    کیسه آبی ژرف پای یکی از چشمهایش داشت که مثل حبابی متورم شده بود.

  • پوشش

    noun
  • (گیاه یا جانور) چنته

  • ترجمه های کمتر

    • رجوع شود به Sauk
    • مخفف : (آمریکا) فرماندهی استراتژیک هوایی
    • پوست بیضه
    • کیسه بیضه
    • کیسه خایه
    • کیف پول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sac " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sac noun proper دستور زبان

Alternative form of [i]Sauk[/i] [..]

+ اضافه کردن

"Sac" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sac در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

SAC Acronym

Acronym of [i]senior aircraftman[/i]. [..]

+ اضافه کردن

"SAC" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SAC در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "sac" با ترجمه به فارسی

  • رجوع شود به ascomycete
  • گیر
  • (گیاه شناسی) کیسه ی رویانی
  • بادکنک پرندگان · حفره دندانی · شش خانه · کیسه ی هوا
  • (به ویژه در رویان حشره و پرنده و ماهی) کیسه ی زرده · آمنيون · جنین · كيسه زرده · کیسه ناف
  • کیسههای هوایی
  • (انگلیس) گوشه ی دورافتاده · (مجازی) مخمصه · (کالبدشناسی) کیسه ی کور · (کوچه و غیره) بن بست (blind alley هم می گویند) · اندروایی · بنبست · بیغوله · جای دنج · حفره ی بدون دررو (مانند روده ی کور) · گرفتاری (بی پایان)
اضافه کردن

ترجمه های "sac" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه