ترجمه "sad" به فارسی
غمگین, دژم, اندوهگین بهترین ترجمه های "sad" به فارسی هستند.
sad
adjective
دستور زبان
(obsolete) Sated, having had one's fill; satisfied, weary. [..]
-
غمگین
adjectivefeeling sorrow [..]
When I woke up, I was sad.
بیدار که شدم غمگین بودم.
-
دژم
adjectivefeeling sorrow
-
اندوهگین
Jean Christophe was sad because his uncle had not understood him.
کریستف، از این که دائیش به قصدش پی نبرده است، اندوهگین قدم برمیداشت.
-
ترجمه های کمتر
- محزون
- حزین
- نژند
- اندوهناک
- غمناک
- افسرده
- بد
- جانگداز
- سوزناک
- ناشاد
- پژمان
- تاسف انگیز
- حزن انگیز
- غصه دار
- غم انگیز
- محزون کننده
- پر اندوه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sad
Sad (sura)
-
ص
Letterص (سوره)
-
غمگین
adjective
SAD
Acronym
seasonal affective disorder [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"SAD" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای SAD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "sad"
عباراتی شبیه به "sad" با ترجمه به فارسی
-
نووی ساد
-
(آمریکا - خودمانی) آدم خوش نیت و دست و پا چلفتی · آدم بدبیار و بی عرضه · اشتباه کار · قصاب
-
اندوهگينی · حزن · دلتنگی · غصه · غم · غمگينی · غمگینی
-
اندوهگينی · حزن · دلتنگی · غصه · غم · غمگينی · غمگینی
-
اندوهگينی · حزن · دلتنگی · غصه · غم · غمگينی · غمگینی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن