ترجمه "saddle" به فارسی
زین, تحمیل کردن, پالان بهترین ترجمه های "saddle" به فارسی هستند.
saddle
Verb
verb
noun
دستور زبان
A seat (tack) for a rider placed on the back of a horse or other animal [..]
-
زین
nounseat on an animal [..]
He called out men's names menacingly from the saddle, once, twice.
از روی زین با حالتی تهدیدآمیز مردانی را به نام میخواند یک بار دو بار.
-
تحمیل کردن
verb -
پالان
I think the government would open a factory to make good saddles at Frago.
فکر کنم دولت کارخونه پالان دوزي در راگو راه بندازه
-
ترجمه های کمتر
- زینی
- ستیغ
- سرج
- گرده
- کمر
- (از نظر شکل یا عمل یا محل قرار گیری) زین مانند
- (اسب یا دوچرخه وغیره ) زین
- (به ویژه طیور) پشت و ران
- (به ویژه گوشت گوسفند و آهو) پشت مازو
- (مسئولیت و غیره) بار کسی کردن
- (معمولا با: up) زین کردن
- بخش عقب (در برابر بال ها وسینه و گردن)
- بر دوش کسی گذاشتن
- به گردن کسی گذاشتن
- خطالراس کوه (که میان دو قله قرار داشته باشد)
- زین کردن
- زین کردن و سوار شدن
- مناسب برای سواری با زین
- وابسته به زین
- وابسته به سواری
- پشت اسب (جایی که زین قرار می گیرد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saddle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Saddle
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Saddle" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Saddle در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "saddle"
عباراتی شبیه به "saddle" با ترجمه به فارسی
-
دارای انحنا (مانند زین یا پشت اسب) · زینی · فرو رفته (مانند ستیغ کوه میان دو قله) · پشت کاو
-
اسبهای سواری
-
کفش آکسفورد · کفش دو رنگه (معمولا سفید و یک رنگ دیگر) (saddle oxford هم می گویند)
-
(بر پشت اسب یا ران سوار کار) زخم زین
-
روغن چرم · واکس چرم
-
(صندلی چوبی که نشیمنگاه آن کاو است و در وسط کمی برجستگی دارد) صندلی زینی
-
(بام خانه و غیره) بام هشتی · بام زینی · سقف زین اسبی · شیروانی
-
(اسب سواری) زین انگلیسی (که سبک است و وزن سوارکار را به جلو متمایل می کند)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن