ترجمه "saddlebow" به فارسی
(بالا آمدگی جلو زین که قاچ یا قربوس سر آن را تشکیل می دهد) کمان زین, قاچ زین بهترین ترجمه های "saddlebow" به فارسی هستند.
saddlebow
noun
دستور زبان
The front part of the saddle that is arched up like a bow. [..]
-
(بالا آمدگی جلو زین که قاچ یا قربوس سر آن را تشکیل می دهد) کمان زین
-
قاچ زین
nounWith his hand on his saddlebow, he was ready to dismount and stab the wolf
نیکلای قاچ زین را گرفته میخواست از اسب پیاده شود شکم گرگ را سوراخ کند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saddlebow " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن