ترجمه "saffron" به فارسی
زعفران, زعفرانی, کرکم بهترین ترجمه های "saffron" به فارسی هستند.
saffron
verb
noun
adjective
دستور زبان
The saffron crocus plant, Crocus sativus. [..]
-
زعفران
nounplant [..]
Will you buy for me some saffron?
می شود برایم مقداری زعفران بخری؟
-
زعفرانی
noundye [..]
She wore a gown of pale saffron trimmed with three bouquets of pompon roses mixed with green.
پیراهن زعفرانی کمرنگی مزین به سه دسته گل سرخ مخلوط به سبزه به تن داشت.
-
کرکم
plant
-
ترجمه های کمتر
- زَعْفَرَان
- (از ریشه ی عربی - گیاه شناسی) زعفران (Crocus sativus از خانواده ی iris)
- (رنگ) زرد پرتقالی
- زعفرانی (saffron yellow هم می گویند)
- کلاله های خشک کرده ی این گیاه که در خوراک به کارمی رود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saffron " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Saffron
proper
A female given name; a rare flower name from the saffron. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Saffron" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Saffron در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "saffron"
عباراتی شبیه به "saffron" با ترجمه به فارسی
-
گاجره · گل رنگ
-
سیاهمرغ زعفرانی
-
رجوع شود به colchicum
-
توکانچه زعفرانی
-
تاریخچه زعفران
-
کافیشه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن