ترجمه "saga" به فارسی

حماسه, داستان, رزمنامه بهترین ترجمه های "saga" به فارسی هستند.

saga noun دستور زبان

An Old Norse (Icelandic) prose narrative, especially one dealing with family or social histories and legends [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حماسه

    I am as much a part of his saga, Lagertha, as you are.

    همونقدر که تو جزئی از حماسه ی اون هستی ٬ منم هستم لاگرتا

  • داستان

    noun

    She felt like Manjulika's saga as her own.

    داستان منجوليکا به نظرش شبيه داستان خودش اومد

  • رزمنامه

  • ترجمه های کمتر

    • چریکه
    • حماسه ی اسکاندیناوی
    • رجوع شود به saga novel( roman-fleuve هم می گویند)
    • ساگا (معمولا به نثر و مربوط به قرون وسطی و سرگذشت خانواده های مهم و قهرمانان)
    • پهلوان نامه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Saga proper

Saga Prefecture - a prefecture in the Western island, Kyushu, Japan [..]

+ اضافه کردن

"Saga" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Saga در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "saga" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "saga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه