ترجمه "saint" به فارسی

مقدس, قدیس, سن بهترین ترجمه های "saint" به فارسی هستند.

saint verb noun دستور زبان

A person to whom a church or another religious group has officially attributed the title of "saint". [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مقدس

    noun

    person proclaimed as saint

    Even communist it is in painting, among the saints!

    تو اون نقاشي کمونيست هم هست ، بين اولياي مقدس!

  • قدیس

    person proclaimed as saint [..]

    We never put on white hats and called ourselves saints.

    ما هیچ وقت کلاه سفید سرم ون نذاشتیم و خودمو نو قدیس نخ وندیم .

  • سن

    noun

    person proclaimed as saint

    napoleon isolates himself on the tiny island of saint helena

    ناپلئون خودش را به يك جزيره كوچك از سن هلنا تبعيد كرد

  • ترجمه های کمتر

    • سنتا
    • مغفوران
    • اشو
    • ولی
    • (انجیل عهد جدید) مسیحی S( -5 بزرگ) عضو کلیساهایی که عنوان Saint به خودمی دهند (مثلا Latter-day Saints)
    • (به ویژه کلیسای کاتولیک) سنت
    • (جمع) آمرزیدگان
    • آدم خوب و شکیبا
    • آدم سازگار
    • آدم مقدس
    • بهشتی ها
    • تقدیس کردن
    • شخصی که رسما از سوی کلیسا ((مقدس)) شناخته شده است (این عنوان جلو اسم می آید و مخفف آن St است)
    • شرعی کردن
    • مقدس شمردن
    • نمونه کامل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saint " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Saint noun دستور زبان

A title given to a saint, often prefixed to the person's name. [..]

+ اضافه کردن

"Saint" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Saint در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "saint"

عباراتی شبیه به "saint" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "saint" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه