ترجمه "sainted" به فارسی
اشو (شده), مقدس (اعلام شده), وابسته به یاسزاوار آدم مقدس بهترین ترجمه های "sainted" به فارسی هستند.
sainted
adjective
verb
دستور زبان
Simple past tense and past participle of saint. [..]
-
اشو (شده)
-
مقدس (اعلام شده)
-
وابسته به یاسزاوار آدم مقدس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sainted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sainted" با ترجمه به فارسی
-
ژاک برناردن دوسن پیر (نویسنده ی فرانسوی)
-
سنژون پرس
-
سنت كريستوفر و نويس · سنت كيتس نویس · سنت کیتس و نویس · نويس
-
سنت وینست و گرنادینس
-
(روز 41 فوریه - روز فرستادن هدیه به عزیزان) روز سنت والنتین · روز والنتاین
-
رودخانه سنت لارنس
-
کلیسای سن استپانوس
-
سنت هلن (جزیره) · سینت هلینا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن