ترجمه "sainted" به فارسی

اشو (شده), مقدس (اعلام شده), وابسته به یاسزاوار آدم مقدس بهترین ترجمه های "sainted" به فارسی هستند.

sainted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of saint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشو (شده)

  • مقدس (اعلام شده)

  • وابسته به یاسزاوار آدم مقدس

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sainted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sainted" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sainted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه