ترجمه "salad" به فارسی

سالاد, سالادها, کاهو بهترین ترجمه های "salad" به فارسی هستند.

salad noun دستور زبان

A food made primarily of a mixture of raw or cold ingredients, typically vegetables, usually served with a dressing such as vinegar or mayonnaise. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالاد

    noun

    a food made primarily of a mixture of raw ingredients, typically vegetables [..]

    These are some of my kids with a salad bar.

    این تصویر بعضی بچهها در کنار بخش سالاد تازه است.

  • سالادها

    Take those salads to table four.

    اون سالادها رو ببر براي ميز شماره 4

  • کاهو

    noun

    It would be better to grow salads there than bouquets.

    اگر اینجا کاهو عمل میآمد بهتر میبود تا دسته گل.

  • ترجمه های کمتر

    • سالادالویه
    • (محلی) کاهو
    • سبزیجات سالادی
    • گوشت و تخم مرغ پخته و خرد کرده و مایونز که از آن ساندویچ می سازند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salad " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Salad
+ اضافه کردن

"Salad" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Salad در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "salad"

عباراتی شبیه به "salad" با ترجمه به فارسی

  • توت روباهی
  • سالادها
  • کلاه خود سبک قرن 51 بدون زره صورت
  • سالاد میوه
  • (سالاد سبزیجات و پنیر و سیر و روغن زیتون و آبلیمو و تخم مرغ و غیره) سالاد سزار · salad sesar
  • سس مايونز · سسها · سسهاي سالاد · سسهاي گوجهفرنگي
  • میز سالاد (که مشتریان به میل خود از آن برمی دارند)
  • محصولات سبزيجات سالادي · محصولات سبزی
اضافه کردن

ترجمه های "salad" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه