ترجمه "salamander" به فارسی
سمندر, آذرتش, (جانور شناسی) مارمولک بهترین ترجمه های "salamander" به فارسی هستند.
salamander
verb
noun
دستور زبان
A long slender (usually) terrestrial amphibian, resembling a lizard and newt; taxonomic order Urodela [..]
-
سمندر
nounamphibian
So among all these animals, one of my favorites is the salamander.
خب بین همه این حیوانات سمندر مورد علاقه من است.
-
آذرتش
-
(جانور شناسی) مارمولک
-
ترجمه های کمتر
- (علم کیمیا) روحی که در آتش زندگی می کند
- (موجود افسانه ای که معتقد بودند در آتش زندگی می کند) سمندر
- آتش روان
- اسباب آتش زا
- اسباب بخاری
- هر گونه اسباب مقاوم دربرابر آتش
- چلپاسه (انواع جانوران دوزیست دست و پادار از راسته ی Caudata)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salamander " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Salamander
Salamander (arcade game)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Salamander" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Salamander در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "salamander"
عباراتی شبیه به "salamander" با ترجمه به فارسی
-
سمندر آذرین
-
آمبيستوما · آمبيستوماتيده · اكسولوتل · سمندرها
-
سمندر مرمرین
-
(جانور شناسی) سمندر پلنگی Ambystoma tigrinum از تیره ی Ambystomatidae - بومی امریکای شمالی)
-
سمندر مرمرین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن