ترجمه "salient" به فارسی
برجسته, جهنده, بارز بهترین ترجمه های "salient" به فارسی هستند.
salient
adjective
noun
دستور زبان
Worthy of note; pertinent or relevant. [..]
-
برجسته
adjectiveworthy of note
And one of the most salient elements of the Sardinian society
و یکی از عناصر برجسته جامعه ساردینیایی ها چگونگی رفتار با مرم مسن است
-
جهنده
in an leaping posture
-
بارز
prominent
-
ترجمه های کمتر
- تیز
- برونگاه
- جلورفتگی
- جوشنده
- خیزنده
- محدب
- خیزان
- جوشان
- موثر
- والا
- نمایان
- (صف سربازان یا دیوار سنگر یا بارو و غیره) بیرون زدگی
- (مجازی) چشمگیر
- بیرون زننده
- خط نفوذی
- زاویه ی تند
- فوران کننده
- ناحیه ی نفوذی
- پیش رفتگی
- گوشه ی تیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Salient
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Salient" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Salient در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن