ترجمه "salted" به فارسی
شور, پر نمک بهترین ترجمه های "salted" به فارسی هستند.
salted
adjective
verb
To which salt has been added. [..]
-
شور
adjectiveHe could taste the hot, salt breeze on his mouth.
نسیم داغ و شور را در دهانش حس میکرد.
-
پر نمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salted " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salted" با ترجمه به فارسی
-
سفید و سیاه · فلفل نمکی
-
مواد غذایی معدنی · نمكهاي غذايي · نمكهاي معدني
اضافه کردن مثال
اضافه کردن