ترجمه "salubrious" به فارسی
سالم, فرخنده, تندرستی آور بهترین ترجمه های "salubrious" به فارسی هستند.
salubrious
adjective
دستور زبان
Promoting health or well-being; wholesome. Especially related to air. [..]
-
سالم
adjectivehis eye and complexion brighter than I remembered them, though with merely temporary lustre borrowed from the salubrious air and genial sun.
چشمان و گونههایش برق و شفافیت تازهای یافته بود که بیشک نتیجه استشمام هوای سالم و آزاد آن ناحیه و استفاده از نور خورشید بود.
-
فرخنده
adjective proper -
تندرستی آور
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salubrious " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salubrious" با ترجمه به فارسی
-
بطور ساز گار یا گوارا · بطورسالم · چنانکه تندرستی اورد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن