ترجمه "salute" به فارسی
سلام, درود, سلام کردن بهترین ترجمه های "salute" به فارسی هستند.
A formal gesture done in honor of someone or something, usually with the hand or hands in one of various particular positions. [..]
-
سلام
nounA moment later he straightened himself up, made a clumsy military salute, and went away.
یک لحظه بعد، سرباز راست ایستاد، سلام نظامی ناشیانهای داد و بیرون رفت.
-
درود
nounHail to the chief! a large man in military fatigues shouts ironically, saluting Beranabus as he enters.
مرد بزرگی در لباس سربازان به شکلی طعنه آمیز فریاد میزند: درود بر فرمانده!
-
سلام کردن
Verb verbWhen he came up to them, he saluted them and passed on without stopping.
آن مرد وقتی به نزدیک ایشان رسید سلام کرد و به سرعت گذشت.
-
ترجمه های کمتر
- بزرگداشت
- تهنیت و تحیت گفتن
- قدردانی
- خوشامدگویی
- درودگویی
- سلامنظامی
- (ارتش) سلام نظامی دادن
- (ارتش) طرز قرارگیری دست و بدن یا تفنگ و غیره هنگام اجرای سلام نظامی
- (با خم کردن سر پرچم یا شلیک گلوله و غیره) احترام گذاشتن
- (به احترام) سر خم کردن
- احترام نظامی
- ادای احترام
- ادای احترام کردن
- بزرگداشت کردن
- خوشامد گفتن
- درود فرستادن
- درود گفتن
- سرخ شدن
- سلام نظامی
- سلام و تعارف
- مراسم درود
- مراسم سلام
- مورد تحسین و تکریم قرار دادن
- کلاه از سر برداشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salute " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Salute" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Salute در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "salute"
عباراتی شبیه به "salute" با ترجمه به فارسی
-
(فرانسه - پنیر نرم و زرد فام با پوسته ی قهوه ای) پردوسالو
-
ادای احترام · تبریک · تبریکات · تحیت · تهنیت · درود · درودگویی · سلام · سلام و تعارف · واژه های درودآمیز در آغاز نامه (مثلا: Dear Sir)
-
درودی · سلامی
-
سلام دهنده یاکننده