ترجمه "salvo" به فارسی
رگبار, آبروداری, تیرباری بهترین ترجمه های "salvo" به فارسی هستند.
salvo
verb
noun
دستور زبان
An exception; a reservation; an excuse. [..]
-
رگبار
noun -
آبروداری
-
تیرباری
-
ترجمه های کمتر
- دستاویز
- بهانه
- (نبردهای دریایی یا هنگام ادای احترام نظامی و غیره) رگبار
- (کف زدن یا هورا کشیدن یا فریاد و غیره) غریو
- آتش رگبار
- شلیک متوالی
- شلیک هماهنگ
- شلیک چند توپ (یا تفنگ و غیره)باهم
- عذر بدتر از گناه
- عیب پوشی
- فروریزی چند بمب باهم
- هیاهوی ناگهانی
- پرتاب چندین موشک باهم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salvo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "salvo"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن