ترجمه "sanitary" به فارسی
بهداشتی, صحی بهترین ترجمه های "sanitary" به فارسی هستند.
sanitary
adjective
دستور زبان
of, or relating to health [..]
-
بهداشتی
adjectivewhere even buying a sanitary napkin is considered shameful.
جایی که حتی خرید نوار بهداشتی در اون شرم آور حساب میشه.
-
صحی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sanitary " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sanitary" با ترجمه به فارسی
-
گواهی سلامت
-
(بخشی از مهندسی که با زهکشی فاضلاب و لوله کشی آب سر و کار دارد) مهندسی بهداشت · مهندسی بهداشت
-
(دستمال کاغذی برای قاعدگی) دستمال بهداشتی · نوار بهداشتی
-
مجرای فاضلاب
-
رجوع شود به cordon sanitaire
-
نظارت بهداشتي · نظارت بیماری · نظارت همهگيريشناختي · گزارش بيماري
-
کمربند نگهدار پارچه یا دستمال قاعدگی
-
خاکچالها · خاکچالهاي بهداشتي · خاکچالهای پسمانده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن