ترجمه "sanitation" به فارسی
بهداشت, مراعات اصول بهداشت, صحیه بهترین ترجمه های "sanitation" به فارسی هستند.
sanitation
noun
دستور زبان
The hygienic disposal or recycling of waste. [..]
-
بهداشت
nounThere are simply not enough schools, water systems, sanitation.
مدرسه به اندازه کافی نیست، سیستم اب و بهداشت نیست.
-
مراعات اصول بهداشت
-
صحیه
-
زهکشی فاضلاب
Why don't we see more innovation in sanitation?
چرا شاهد نوآوریهای بیشتر در زهکشی فاضلاب نیستیم؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sanitation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Sanitation
-
ضدعفونی کردن
بییشتر در صنایع غذایی
عباراتی شبیه به "sanitation" با ترجمه به فارسی
-
مقرون به بهداشت کردن · موافق اصول بهداشت دراوردن
-
(از هر چیز ناپاک یا ناخوشایند یا مضر) زدودن · بهداشتی کردن · سترون کردن · پاکسازی کردن
-
ضدعفونی کننده
-
برش اضافي · برش بهسازي · بهسازی توده جنگلی
-
بهداشت مواد غذایی · بهداشتيكردن مواد غذايي
-
ضدعفونیکننده دست
-
(از هر چیز ناپاک یا ناخوشایند یا مضر) زدودن · بهداشتی کردن · سترون کردن · پاکسازی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن