ترجمه "sash" به فارسی
کمربند, شال, ارسی بهترین ترجمه های "sash" به فارسی هستند.
sash
verb
noun
دستور زبان
A decorative length of cloth worn as a broad belt or over the shoulder, often for ceremonial or other formal occasions. [..]
-
کمربند
nounA pair of silk stockings, that pretty carved fan, and a lovely blue sash.
یک جفت جوراب ابریشمی، آن بادبزن نقش دار قشنگ و یک کمربند آبی زیبا را.
-
شال
nounThe blindfold I used on Don Carlos was my sash.
چشم بندی که برای دون کارلوس استفاده کردم ، شال کمریم بود.
-
ارسی
nounhe stopt for several minutes at the two superior sashed windows which were open
چند دقیقه ایستاد کنار دو پنجرهی بزرگ ارسی که باز بودند.
-
ترجمه های کمتر
- بروفه
- حمایل
- پنجره
- حلقه
- کمر
- کرست
- (از ریشه ی عربی) شال کمر
- دارای پنجره ی لغزنده کردن
- شال حمایل
- قاب پنجره یا در (که شیشه در آن قرار می گیرد)
- پنجره ی بالا و پایین رو
- پنجره ی شیشه دار
- پنجره ی لغزنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sash " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sash" با ترجمه به فارسی
-
سش!
-
طناب لنگر (که از افتادن پنجره ی لغزنده جلوگیری می کند)
-
ارسی
-
ارسی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن