ترجمه "sat" به فارسی
زحل, شنبه, کیوان بهترین ترجمه های "sat" به فارسی هستند.
Simple past tense and past participle of sit. [..]
-
زحل
proper -
شنبه
nounThey took walks together, went to lunch on Saturdays, and, sometimes, the general sat in on some of her classes.
با هم میرفتند قدم زنی، روزهای شنبه با هم ناهار میخوردند وگاهی ژنرال در بعض از کلاسهای ثریا حاضر میشد.
-
کیوان
noun proper -
گذشته و اسم مفعول فعل : sit
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Abbreviation of [i]Saturday[/i]. [..]
-
شنبه
nounThey took walks together, went to lunch on Saturdays, and, sometimes, the general sat in on some of her classes.
با هم میرفتند قدم زنی، روزهای شنبه با هم ناهار میخوردند وگاهی ژنرال در بعض از کلاسهای ثریا حاضر میشد.
SAT Reasoning Test (formerly Scholastic Aptitude Test and Scholastic Assessment Test): a national exam taken annually by high school juniors and seniors. [..]
-
اسایتی
اسایتی (آزمون)
عباراتی شبیه به "sat" با ترجمه به فارسی
-
(لاتین) برای آدم عاقل یک حرف کافی است (verbum sap هم می گویند) · برای آدم عاقل یک حرف کافی است